تاج الدين احمد وزير

187

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

ثبات بر سر آتش مرا رسد كه دمادم * گرم چو عود بسوزى كه دود دل ننمايم * * * ثانى كه تو آن جويى اى دوست كجا باشد * گر جور كنى بر ما زين روى روا باشد * * * ثابت‌قدم آن باشد كاو شمع‌صفت هر شب * تا روز بسودايت گه سوزد و گه ميرد * * * ثوابى كن زكات « 1 » حسن گه‌گاه * بوصلت شاد گردان اين گدا را حرف الجيم جان بدادم تا بدستم طرّه جانان فتاد * وه كه اين سررشتهء دولت بدست آسان فتاد * * * جز ديدهء صاحب‌نظران جاى نسازد * گردى كه ز نعل سم يكران تو برخاست * * * جمله ذرات وجودم غرق بحر حيرتست * زان ميان اين اشك خونين بر كنار افتاده است * * * جان از آن بر قد و زلف تو فشانم كه مرا * هوس عمر درازست و سر بخت بلند

--> ( 1 ) زكات .